رمان پسر بهشت پارت 40 تا 44 | کتاب رمان وحشی

رمان وحشی جلد 5 (پسر بهشت) پارت 40 تا 44

پارت 40 تا 44 رمان پسر بهشت | کتاب رمان وحشی

اتاق‌های زیادی در این سالن بود، بین هرکدام از درها مجسمه‌هایی مرمرین به بلندی سه مرد قرار داشت. مجسمه‌هایی از فرشتگان، شیرهای بالدار و اشخاصی که در تاریخ نقش پررنگی داشتند. قدم زدن در هرکجای این قصر حس منحصر به فردی ایجاد میکرد، نمیشد گفت غریبگی یا دلتنگی، کنجکاوی یا حسرت، چراکه مدام صدایی در سرش یادآوری میکرد روزگاری خانواده اش در این مکان ها قدم زده‌اند. سعی میکرد پدرش را درحال رفتن به اتاقش تصور کند، همانطور که بقیه به او گفته بودند، با موهای بلند طلایی، شانه‌های عریض و نگاهی جدی، درحالی که صدای قدمهایش تنها موسیقی جاری در محیط بود

آموزش مقدماتی فتوشاپ

درب اتاق لرد نیکولاس که در انتهای معماری مستطیلی سالن بچشم می خورد از باقی در ها بزرگتر بود، دو لنگه درب سنگین از چوب مرغوب ماهون که نقش برجسته‌هایی مینیاتوری بر آن کنده کاری شده بود. در دو سمتش مجسمه‌های بزرگی از دو نگهبان سنگی که کلاهخود و زره به تن داشتند استوار و با صلابت ایستاده بودند. قبلا چند باری همراه لرد هکتور به اینجا آمده بود، آنموقع چون پشتش به حضور هکتور گرم بود هیچ حس ناخوشایندی درباره‌ی این محل نداشت ولی اکنون سنگینی خاصی در سینه‌اش حس میکرد. دستگیره‌ی طلایی را که طرحی از سر یک شیر بود چرخاندو در را گشود، انتظار داشت داخل سرد باشد اما اینطور نبود، وارد شدو دید شومینه روشن است. کلاهش را عقب هل دادو از سر برداشت، نگاهی به اطراف انداخت، فضای آنجا درست همانطوری بود که اتاق یک لرد باید باشد، بزرگ و مجلل. کتابخوانه‌ای در یک سمت اتاق دیده میشد که قفسه‌هایش تا سقف بالا می رفت، میزکار لرد نیکولاس نیز جلوی همان کتابخانه بود. همه چیز مثل یازده سال قبل، قلم طلا و مهر مخصوصش وسط میز بود. صندلی‌اش پشتی بلندی داشت که توسط مخمل سبز زمردی روکش شده بود و تاج و دسته‌اش طلایی بود

 

رمان پسر بهشت پارت 109 تا 112 | کتاب رمان وحشی

برای خواندن و دانلود ادامه داستان روی لینک زیر کلیک کنید.

 

دانلود پارت 40 تا 44 رمان پسر بهشت

 

 

همچنین می توانید برای خواندن قسمت های قبل رمان پسر بهشت از کتاب رمان وحشی کلیک کنید.

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *