ثبت نام

امکان عضویت غیر فعال است

رمان پسر بهشت پارت 50 تا 52 | کتاب رمان وحشی

رمان وحشی جلد 5 (پسر بهشت) پارت 50 تا 52
ب

پارت 50 تا 52 رمان پسر بهشت | کتاب رمان وحشی

« شش‌ سال بعد »

یقه‌ی ایستاده‌ی کت خوش دوخت کِرم رنگش را کمی مرتب کردو درحالی که بر نقوش طلایی طرح شده بر حاشیه‌ها دست می کشید خودش را در آینه برانداز کرد. لباس رسمی روشن با پوست سفید و موهای بور او همخوانی داشت، دوخت اشرافی و طرح‌های طلایی رنگی که در حاشیه ها و سرشانه‌ی عریضش نماد قدرت و اصالت بودند، حالا که قد کشیده و بدنش ورزیده بود، با نگاهی نافذ و گیرا ظاهر خود را برای شبی بسیار مهم سبک سنگین میکرد. در اتاق ماروین تنها بود، هرازگاهی نیم نگاهی سوی پنجره می انداخت و به ورود کالسکه‌های اشراف زادگان می نگریست.

آموزش مقدماتی فتوشاپ

به زودی پادشاه هم می رسید چراکه آنشب قصر رایولا میزبان ضیافت باشکوه انتصاب نولان به مقام یک لُرد بود. برخی معتقد بودند که هنوز زود است مسئولیت اداره‌ی یک چهارم کشور برعهده‌ی جوانی ۲۰ ساله باشد، اما این حرف ها همه از روی حسادت بود، نولان درست و دقیق آموزش دیده بود، هیچکس مثل او نمیتوانست به وظایفش آگاه باشد. میدانست که چشم های زیادی روی اوست تا ایرادی در عملکردش بیابند چراکه مقام لرد پیش از این لزوماً ارثی نبود که حتماً از پدر به پسر برسد، تصمیم پادشاه مبنی براینکه جایگاه لرد نیکولاس را برای پسرش خالی نگاه دارد مورد انتقاد بسیاری قرار گرفته بود. اکنون اما پس از تمام آن کشمکش ها و حرف و حدیث ها، پس از بیست سال، نیکولاس در جسمی دیگر خانه را رسماً تحویل می گرفت، عاقبت هم هیچکس نتوانسته بود این قائده را بهم بریزد

نفس عمیقی کشید و به خودش در آینه زل زد، در سینه‌اش چیزی تقلا میکرد، احساسی ظریف که این ظاهر جدی مردانه را تحت الشعاع قرار میداد، در این شش سال او با زندگی در اینجا

 

برای خواندن و دانلود ادامه داستان روی لینک زیر کلیک کنید.

 

دانلود پارت 50 تا 52 رمان پسر بهشت

 

 

همچنین می توانید برای خواندن قسمت های قبل رمان پسر بهشت از کتاب رمان وحشی کلیک کنید.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *